رمان «زیر درخت زالزالک؛ سالهای قحطی ایرلند» نوشته ماریتا کانلن مککنا، با روایتی داستانی از یکی از تلخترین فجایع قرن نوزدهم، مخاطب نوجوان را به دل سالهای قحطی بزرگ ایرلند میبرد و تصویری ملموس از رنج، امید و تلاش برای بقا ارائه میدهد.
قحطی بزرگ ایرلند؛ تراژدی قرن نوزدهم که تاریخ را تغییر داد
تاریخ جهان، قحطیهای بزرگی را به خود دیده است؛ رخدادهایی که تنها به کمبود غذا محدود نماندند و مسیر زندگی میلیونها انسان را تغییر دادند. در میان این فجایع، «قحطی بزرگ ایرلند» یکی از تلخترین و ماندگارترین رویدادهای قرن نوزدهم به شمار میرود. فاجعهای که از سال ۱۸۴۵ آغاز شد و نزدیک به هفت سال ادامه یافت؛ سالهایی که نابودی مزارع سیبزمینی، بهعنوان اصلیترین منبع غذایی مردم، ایرلند را به سرزمینی از گرسنگی، بیماری، مرگ و مهاجرت تبدیل کرد.
در آن سالها، میلیونها نفر یا بر اثر گرسنگی و بیماری جان خود را از دست دادند یا ناچار شدند خانه و سرزمینشان را ترک کنند. بسیاری از خانوادهها از هم پاشیدند، کودکان بیسرپرست شدند و روستاهای زیادی خالی از سکنه ماندند. قحطی بزرگ ایرلند تنها یک بحران طبیعی نبود؛ مجموعهای از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز در گسترش آن نقش داشت و همین موضوع، آن را به یکی از تراژدیهای مهم تاریخ اروپا تبدیل کرد؛ تراژدیای که هنوز هم در حافظه تاریخی مردم ایرلند زنده است و تأثیرات آن بر هویت و فرهنگ این کشور همچنان قابل مشاهده است.

سه کودک در برابر قحطی؛ روایتی از دل تاریکی
همین دوره تاریک، دستمایه خلق آثار ادبی متعددی شده است؛ آثاری که تلاش میکنند تاریخ را نه از زاویه آمار و ارقام، بلکه از دریچه زندگی انسانهای عادی روایت کنند. یکی از موفقترین این آثار، رمان نوجوان «زیر درخت زالزالک؛ سالهای قحطی ایرلند» نوشته ماریتا کانلن مککنا است؛ کتابی که به جای تمرکز بر سیاست و جنگ، مخاطب را با زندگی سه کودک همراه میکند که ناگهان خود را در میانه بحرانی میبینند که هیچ نقشی در شکلگیری آن نداشتهاند.
قهرمانان داستان، سه خواهر و برادر به نامهای ایلی، مایکل و پگی هستند؛ کودکانی که زندگی آرامشان با گسترش قحطی از هم میپاشد. خانواده آنها نیز مانند هزاران خانواده دیگر، قربانی گرسنگی و نابودی محصولات کشاورزی میشود و ناگهان پدر و مادرشان ناپدید میشوند. حالا سه کودک باید تصمیمی بگیرند که آیندهشان را رقم میزند. بزرگترین ترس آنها، فرستاده شدن به نوانخانه است؛ جایی که برای بسیاری از کودکان آن روزگار، به معنای جدایی از خانواده، سختی، کار اجباری و آیندهای نامعلوم بود. به همین دلیل، تصمیم میگیرند پیش از آنکه دیر شود، فرار کنند و راهی سفری شوند که مقصدش خانه خالههایی است که تنها از خلال قصههای مادر درباره آنها شنیدهاند.
گرسنگی؛ مهمترین دشمن شخصیتهای داستان
در بسیاری از رمانها، شخصیت منفی داستان یک انسان است؛ اما در «زیر درخت زالزالک»، مهمترین دشمن شخصیتها، گرسنگی است. نویسنده به شکلی ملموس نشان میدهد که چگونه نبود غذا، آرامآرام توان جسمی و روحی انسان را تحلیل میبرد و او را به مرز ناامیدی میرساند. کودکان داستان بارها برای یافتن لقمهای نان یا اندکی غذا مسیر خود را تغییر میدهند، از خطر عبور میکنند و با انسانهای مختلف روبهرو میشوند.
در این میان، نویسنده تصویری واقعی از جامعهای ارائه میدهد که در آن، برخی انسانها با وجود تنگدستی، دست یاری به سوی دیگران دراز میکنند و برخی دیگر، تنها به فکر نجات خود هستند. این تضادها باعث میشود داستان از یک روایت ساده کودکانه فاصله بگیرد و تصویری واقعی از جامعهای بحرانزده ارائه دهد که زیر فشار قحطی، چهرههای متفاوت انسانها را آشکار کرده است.
روایتی از دل تاریخ؛ قحطی از چشم کودکان
یکی از مهمترین نقاط قوت این رمان، زاویه دید آن است. نویسنده به جای آنکه قحطی بزرگ ایرلند را از نگاه سیاستمداران، فرمانروایان یا مورخان روایت کند، آن را از چشم کودکانی نشان میدهد که هنوز معنای بسیاری از اتفاقات را نمیدانند، اما سنگینی پیامدهای آن را با تمام وجود احساس میکنند. همین زاویه دید باعث شده مخاطب نوجوان بتواند به راحتی با شخصیتها همذاتپنداری کند. خواننده همراه ایلی، مایکل و پگی گرسنه میشود، از خطر میترسد، برای پیدا کردن خانواده امیدوار میماند و هر بار که روزنهای از امید پیدا میشود، نفسی به آسودگی میکشد.
نویسنده از دل داستان، اطلاعات تاریخی ارزشمندی نیز به مخاطب منتقل میکند؛ از وضعیت نوانخانهها گرفته تا آشپزخانههای عمومی، شیوع بیماری، مهاجرت مردم، نابودی روستاها و پیامدهای اجتماعی قحطی. اما این اطلاعات هرگز به شکل مستقیم و آموزشی بیان نمیشوند، بلکه در تار و پود داستان تنیده شدهاند و همین موضوع، جذابیت روایت را دوچندان کرده است. نثر روان و بیتکلف کتاب نیز بدون استفاده از پیچیدگیهای زبانی، فضایی خلق میکند که برای نوجوانان کاملاً قابل فهم و در عین حال تأثیرگذار است.
ترجمه فارسی و استقبال از یک اثر ماندگار
ماریتا کانلن مککنا، نویسنده ایرلندی متولد ۱۹۵۶، سالهاست برای کودکان و نوجوانان قلم میزند و بخش مهمی از آثارش را به تاریخ کشورش اختصاص داده است. «زیر درخت زالزالک» که نخستین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، نقطه عطف کارنامه ادبی او به شمار میآید؛ رمانی که نهتنها با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد، بلکه آغازگر سهگانهای درباره سالهای قحطی بزرگ ایرلند بود. دو جلد بعدی این مجموعه با نامهای «دختر گلهای وحشی» و «کشتزارهای وطن» نیز در سالهای بعد منتشر شدند و روایت شخصیتهای داستان را ادامه دادند.
ترجمه فارسی این اثر را محبوبه نجفخانی انجام داده است. نخستین چاپ ترجمه در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و طی سالهای بعد چند بار تجدید چاپ شد، اما مدتی از بازار کتاب دور بود تا اینکه انتشارات امیرکبیر با انتشار چاپ پنجم، دوباره این رمان را در اختیار مخاطبان نوجوان قرار داد. کتاب «زیر درخت زالزالک» در ۱۴۲ صفحه و با قیمت مناسب منتشر شده است و میتواند انتخاب مناسبی برای نوجوانانی باشد که به دنبال داستانی پرماجرا و در عین حال آموزنده درباره یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ جهان میگردند.

سیما غلامی، خبرنگار و نویسنده باسابقه در مجله خبری «عصر ارومیه» است که با قلمی توانمند و نگاهی دقیق به مسائل، به پوشش اخبار منطقه میپردازد. او با سالها تجربه در عرصه رسانه، به یکی از چهرههای مورد اعتماد در میان مردم و مسئولان تبدیل شده است.